شما اینجا هستید:خانه » آگهی ترحیم » اشعار اعلامیه ترحیم » اشعار اعلامیه ترحیم در سوگ مادر

اشعار اعلامیه ترحیم در سوگ مادر

اشعار اعلامیه ترحیم در سوگ مادر

گردش ایام

در سوگ مادر:

ای مادر غمدیده نداری
خبر از گردش ایام
چه آمد بر سر من

من تازه جوان بودم
و اندر چمن حسن
نشکفته فر ریخت
همه بال و پر من

شمع شبستان

برای سنگ قبر و سوک مادر:

من گُلم، مادر گلستان من است
من تنم، مادر تن و جان من است

در میان ناامیدی‌های عمر
مادرم، شمع شبستان من است

گلبانگ اذان

در سوک مادر:

الگوی جان، مادر ما رفت
سلطان محبت، از بر ما رفت

آن نور شب، از خانه ما رفت
گلبانگ اذان، از غروب ما رفت

گل بانوی مهر از بین ما  رفت

غمناک رفتی

جوان نازنین، در خاک رفتی
از این دنیای غم، غمناک رفتی

زدی آتش به جان دوستداران
چو گل پاک آمدی و پاک رفتی

به جای جوان نازنین می‌توان (خواهرم/ دخترم/ مادرم / پدرم) (ای نازنین) استفاده کرد

کنیز فاطمه

جهت سوگ مناسبت با افراد مذهبی:

عمری تو کنیز فاطمه بودی و رفتی
از محنت ایام، نیاسودی و رفتی

ای مادر عشق و عاطفه، از تو بعید است
بر ما درِ رنج و غم تو بگشودی و رفتی!

همچو پدر

در سوگ مادر:

مهربان مادر من ، همچو پدر بود مرا 

مایه مهر و مباهات جهان بود مرا

همه ی عمر نیاسود به غمخواری من 

چونکه در شادی و غم همچو پدر بود مرا

لالایی‌ات

در سوگ مادر:

مثل یک طفل خواب آلود
من محتاج آغوشم

از اون لالایی‌ات مادر
بخوان بازم توی گوشم

هم نفس

در سوگ مادر:

باز آمدم که شکوه کنم از غم فراق
و ز بانگ ناله، روح ترا با خبر کنم

مادر! غم تو هم نفسم شد بجای تو
با این غم بزرگ، چه خاکی به سر کنم؟

غم مرگ

در سوگ مادر:

جان پسر فدای تو، ای مادر عزیز
کی دانی از فراق، چه ها بر پسر گذشت؟

هر لحظه ای که در غم مرگت ز ره رسید
با سوز آه آمد و با چشم تر گذشت

پیام مرگ

در سوگ مادر:

غمخانه است سینه ی من در فراق تو
آن کس که هست از غم من باخبر، خداست

آگه نبودم از غم بی مادری، ولی
مرگت پیام داد که: بی مادری بلاست

شکسته

در سوگ پدر و مادر:

وقتی ز دست ما و نماند از برای ما
غیر از غمی ، شکسته دلی، جان خسته ای

تو مرغ جاودان بهشتی شدی ولی
داند خدا که پشت پسر را شکسته ای

منزل مبارک

در سوگ مادر:

مادر! بخواب خوش، که ز یادم نمیروی
جانم فدای تو ، منزل مبارکت

مادر بخواب، کعبه ی  من، خاک کوی تست
قربان خاک کوی تو، منزل مبارکت

عصر

در سوگ مادر:

عمری صبور، درد کشیدی، چه بی صدا
یک روز عصر پریدی، و چه بی صدا

راحت بخواب! گل نیلوفری، بخواب
ما مانده ایم و غربت بی مادری، بخواب

صفای مادر

در سوگ مادر:

لذت هر زندگانی را صفای مادر است
سینه ام آکنده از مهر و وفای مادر است

عالمی در وصف او هرگز نمی گیرد قرار
چون بهشت جاودانی زیر پای مادر است

بهانه

 در سوگ مادر:

دلم پر از بهانه های مادره
به کی بگم توی دلم چی میگذره

ای وای از این غم، فریاد ازاین غم

عطر مادر

جهت سالگرد:

یک سال است که عمارت پدری ام، عطر مادری ندارد!

بی صدا

در سوک عزیزان:

عمری صبور، درد کشیدی، چه بی صدا
یک روز صبح زود، پریدی، چه بی صدا

راحت بخواب، ای گل نیلوفری، بخواب
ما مانده ایم و غربت بی مادری، بخواب

ذاکر حق

در سوگ مادر:

افسوس دگر مادر شیرین سخنم در بر ما نیست
آن گوهر یک دانه پر مهر و وفا در بر ما نیست

آن سنگ صبور، ذاکر حق تا دم آخر
افسوس و صد افسوس دگر سایه او بر سر ما نیست

فدای مادر

در سوگ مادر:

ای مادر عزیز، که جانم فدای تو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو

هرگز نشد محبت یاران و دوستان
هم پایه محبت و مهر و وفای تو

مهرت برون نمی‌رود از سینه‌ام که هست
این سینه خانه تو و این دل سرای تو

ای مادر عزیز که جان داده ای مرا
سهل است اگر که جان دهم اکنون برای تو

گر بود اختیار جهانی به دست من
می‌ریختم تمام جهان را به پای تو

رضای خدا

برای مجالس مداحی:
جهت سوگ مادر:

ای مادر عزیز که جانم فدای تو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو

هرگز نشد محبت یاران و دوستان
هم پایه محبت و لطف و وفای تو

مهرت برون نمی‌رود از سینه‌ام که هست
این سینه خانه تو و این دل سرای تو

تو گوهر یگانه دریای خلقتی
که اندر جهان کسی نشناسد بهای تو

مدح تو واجب است ولی کیست آن کسی
کاید برون ز عهده مدح و ثنای تو

ای مادر عزیز که جان داده ای مرا
سهل است گر که جان بنمایم فدای تو

خشنودی تو مایه خشنودی خداست
زیرا بود رضای خدا در رضای تو

هر بهره ای که برده‌ام از حُسن تربیت

باشد ز فیض کوشش بی منتهای تو

تنها همان تویی که چو برخیزی از میان
هرگز کسی دگر ننشیند به جای تو

گر جان خویش هم ز برایت فدا کنم
کاری بزرگ نیست که باشد سزای تو

گر بود اختیار دو عالم به دست من

می‌ریختم تمام جهان را به پای تو

عفو

در سوگ مادر:

فلک بردی ز کف صبر و قرارم
زدی آتش به قلب داغدارم

ز درگاهت خدایا عفو و رحمت
برای مادر خود خواستارم

گل سرسبد

در سوگ مادر:

تو گل سر سبد باغ جهانی مادر
من فدایت که سراپا همه جانی مادر

جان نمایند فدای تو از آن خلق جهان
که به تایید جهان، جان جهانی مادر

جز خدا با همه خلقت چو بسنجند تو را
باز ببینند که تو بهتر از آنی مادر

بارش رحمت

در سوگ مادر:

مادران بارش رحمت خدایند
مادران جلوه ایمان و صفایند (رضایند)

مادران در همه حال کارگشایند
مادران مظهر پیمان و وفایند

البته در این مطلب می توان به جای مادران، پدران قرار داد

شور و حال

در سوگ مادر:

عمری که هست فانی، قدر و بها ندارد
باغی که گشت بی گل، سیر و صفا ندارد

مادر که بزم ما را، می داد شور و حالی
رفت از جهان و دیگر، کاری به ما ندارد

چون مهر

در سوگ مادر:

چون مهر، بـزرگ و بی نشانی مادر
آرام دل و عزیز جانی مادر

ای کاش همیشه جاودان می بودی
آن قدر که خوب و مـهربانی مادر

نگاه خسته

در سوگ مادر:

قربان نگاه خسته ات، مادر جان
لبخند به گل نشسته ات، مادر جان

چه شبها تا سپیده، درد کشیدی
ندای یا علی (ع)، یا رب کشیدی

تقریر

در سوگ مادر:

نازنین مادر خوبم! چه بگویم
که زبان لایق تقریر تو نیست

معلم

در سوگ معلم:

عمری به ره علم قدم بنهادم
در محنت تعلیم به پا اِستادم

شادم که جوانان پژوهنده علم
تحویل به اجتماع ایران دادم

خالی است

در سوگ مادر:

مادرم جای تو خالیست به کاشانه ما
غمت آتش زده بر این دل دیوانه ی ما

شمع این محفل ما بودی و خاموش شدی
بعد تو رفته صفا دیگر از خانه ما

گرانمایه

در سوگ مادر:

رفتی از من مهر گسستی مادر
با رفتن خود دلم شکستی مادر

افسوس که بودی و ندانستم من
ای در گرانمایه چه هستی مادر

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 148

دیدگاه ها (1)

  • امید مجرد

    با سلام

    همین طور که اشعار خوب سایتتان را میخواندم متوجه شدم که در شعر یکی مانده به آخر(خالی است…)مصرع آخر(بعد تو رفته صفا دیگر از خانه ما)به طور کلی از وزن خارج شده وقابل خواندن به صورت روان نیست بهتر است یا این شعر حذف شده یا برای مصرع آخر جایگزینی نوشته شودبرای مثال:
    «مادرم جای تو خالیست به کاشانه ما غمت آتش زده بر این دل دیوانه ی ما
    شمع این محفل ما بودی و خاموش شدی بعد تو رفته دگر روشنی از خانه ی ما»
    با تشکر

    پاسخ دادن

ارسال یک دیدگاه

© 2012 Powered By irantarhim. تمامی حقوق وب سایت متعلق به ایران ترحیم میباشد و استفاده از مطالب بدون ذکر ایران ترحیم شرعا مجاز نمیباشد.

بازگشت به بالا